«نوش جان» دقیقاً یعنی چه و چه کسی میگویدش؟
جملهای است که معمولاً به کسی میگوییم که دارد غذا میخورد. تحتاللفظی: این بر تو گوارا باد، این به جانت برود. «نوش» همان شربت شیرین است و «جان» همان کلمهای که پای اسم آدمهای عزیز میگذاریم. بلند که بگویی میشود نوشِ جان، با کشیدگی روی کلمهٔ دوم. خیلی خانوادهها «نوشِ جون» میگویند که همان است، فقط خودمانیتر.
چیزی که مهمان غیرایرانی معمولاً جا میاندازد، جهت جمله است. نوش جان معمولاً دربارهٔ بشقاب خودت گفته نمیشود. به دیگران میگویی وقتی مشغولاند، و کسی که پخته یا غذا را آورده معمولاً به کل سفره میگوید. اگر کسی بابت غذایی که درست کردهای تشکر کند، «نوش جان» بهتنهایی جواب کامل و گرمی است.
کِی گفته میشود و کِی دیگر دیر است؟
سوت شروع نیست که همه منتظرش بمانند. در یک وعدهٔ طولانی چند بار و از چند نفر گفته میشود، و اگر هم اصلاً کسی نگوید چیزی خراب نمیشود.
- وقتی کاسهها میرسد و یکی دست به نان میبرد.
- وقتی کسی دیر رسیده و تازه شروع میکند و بقیه نصف راه را رفتهاند.
- وسط غذا، به کسی که معلوم است لقمهٔ خوبی برداشته.
- ته یک پیام یا یادداشت دربارهٔ غذا، که آنجا حکم امضا را دارد.
لحظهاش معمولاً وقتی میگذرد که سفره جمع شده باشد، و آنوقت هم نصفهشوخی به کسی که هنوز دارد تمام میکند گفته میشود.
«بفرمایید» چیست و چرا سر هر در پیدایش میشود؟
برای مهمانی که فارسی نمیداند، این کاربردیترین کلمهٔ کل سفره است، چون اصلاً کلمهٔ غذا نیست. یعنی: بگیر، شروع کن، مال توست، اول شما.
سر سفره یعنی بردار. دم در یعنی اول شما. موقع دادن استکان چای یا بشقاب یا سوئیچ، کلمهای است که همراه دست میرود. پای تلفن یعنی بگو، گوش میدهم. بین خودمانیها هم «بفرما» معمولاً همان کار را با یقهٔ باز انجام میدهد.
این کلمه کنار همان رفتوبرگشت مؤدبانهٔ تعارف مینشیند، که خودش رسم جداگانهای است و اینجا دوباره بازش نمیکنیم. راهنمای ما دربارهٔ سفره، تعارف و اینکه میز ایرانی چطور کار میکند به آن رسم پرداخته؛ این صفحه فقط کلمههاست.
از کسی که پخته چطور تشکر کنیم؟
با دست شما درد نکنه. این جمله زحمت را نشانه میرود نه نتیجه را، و دقیقاً برای همین از هر تعریفی دورتر میرود. به کسی گفته میشود که پخته، که سینی را آورده، که کله و پاچه را در ساعتی تمیز کرده که کسی دوست ندارد به آن فکر کند. بین دوستان هم «دستت درد نکنه» است.
در خیلی خانوادهها جوابش تقریباً ثابت است: سر شما درد نکنه. اگر کسی جملهٔ اول را به تو گفت، این همان سطر برگشت است، و حتی اگر آهسته و با مکث گفته شود درست مینشیند. البته هر خانوادهای این جفت را کامل اجرا نمیکند؛ خیلیها به یک سر تکان دادن و یک تشکر گرم بسنده میکنند و این هیچوقت غلط نبوده.
به کسی که کار میکند چه میگوییم؟
خسته نباشید. به کسی که پشت پیشخوان ایستاده، به پیک دم در، به هر کسی که پیداست ته یک شیفت طولانی است. اگر میخواهی آن را به مهمان غیرفارسیزبانت یاد بدهی، بگو «خ» از ته گلو درمیآید، نه از جلوی دهان.
جواب رایجش «سلامت باشید» است. بعضیها میگویند این عبارت از بس گفته شده ساییده است، و احتمالاً هم راست میگویند، و باز همان چیزی است که بیشتر مردم میگویند.
«ممنون» یا «مرسی» یا چیز دیگر؟
هر سه، بسته به اینکه کجا و با چه کسانی بزرگ شدهای. این مسئلهٔ لحن است نه قاعده، و از خانواده به خانواده و از شهر و نسل فرق میکند.
- مرسی نسلها پیش وارد فارسی شده و کاملاً جا افتاده است. در ایران خیلی زیاد شنیده میشود.
- ممنون بیطرف است و تقریباً همهجا کار میکند. «خیلی ممنون» هم که تشکر پررنگتر است.
- سپاسگزارم رسمی است و بوی نوشتار میدهد. درست است، ولی برای اکثر سفرهها سنگین.
- دمت گرم خودمانی است و جای دوستان، نه جای بزرگتری که تازه دیدهای.
کدام کلمههای کوچک یک وعده را میبرند؟
سه تا، و مهمانت میتواند بین ماشین تا در یادشان بگیرد: «سلام»، «ببخشید» و «خداحافظ». اینها با بقیه، یکجا:
| عبارت | تحتاللفظی | کجا مینشیند |
|---|---|---|
| سلام | درود و آشتی | به کل اتاق، نه فقط به یک نفر |
| ببخشید | ببخش | برای جلب توجه، رد شدن، عذر کوچک |
| خداحافظ | خدا نگهدارت | موقع رفتن؛ کوتاهشدهاش «خدافظ» |
| نوش جان | گوارای جانت | به هر کسی که دارد میخورد |
| بفرمایید | امر بفرمایید | سر سفره، دم در، موقع دادن چیزی |
| دست شما درد نکنه | دستت درد نگیرد | به کسی که زحمتش را کشیده |
| خسته نباشید | خسته نباشی | به هر کسی که سر کار است |
نام بردن از خود غذا واژگان دیگری است و جایش موقع سفارش است نه سر سفره. برای آن اشاره کردن به تکهای که میخواهی، به فارسی یا عربی را ببین. خود اسم غذا هم برای غیرفارسیزبانها دستانداز دارد، که تلفظ کلهپاچه حلش میکند.
اگر یکی را اشتباه بگوییم چه میشود؟
هیچ. این جواب صادقانه است و از خود عبارتها هم ارزشمندتر. تلفظ اشتباه، صیغهٔ خودمانی جلوی مادربزرگ کسی، «نوش جان» در لحظهای کمی نابهجا؛ کسی امتیاز نمیشمارد و بیشتر آدمها در دل خوشحال میشوند که طرف تلاش کرده.
نصف یک عبارت که با گرمی گفته شود از یک عبارت کامل که با احتیاط گفته شود بهتر است. اگر مناسبت بزرگی در راه است، نوشتهٔ ما دربارهٔ آشنایی با خانوادهٔ ایرانی سر سفرهٔ کلهپاچه بقیهٔ دلشوره را برمیدارد.
کجا در دبی میشود اینها را به کار برد؟
سر سفرهای که آبگوشت کله و پاچه رویش باشد. شون د شیپ در ۶۴ خیابان جمیرا، جمیرا ۱، ۲۴ ساعته و هر هفت روز هفته باز است، آبگوشت حدود چهارده ساعت روی حرارت ملایم میماند و سنگک هم در فهرست کنارهاست. ورودی هم برای ویلچر مناسب است.
موقع ورود «سلام» بگو و به کسی که آنجا کار میکند «خسته نباشید». اگر خانه را ترجیح میدهی، تحویل حضوری هست و ارسال به ۱۴۱ منطقهٔ دبی، هزینهٔ منطقهات هم موقع پرداخت نشان داده میشود، و میتوانی سفارش را برای ساعتی دیگر، حتی سحر، زمانبندی کنی. کل سایت انگلیسی و عربی و فارسی است، پس از منو به همان زبانی سفارش بده که با آن فکر میکنی. هر سؤال دیگری بود، با ۰۴ ۳۲۱ ۸۸۸۲ تماس بگیر و بپرس. نوش جان.