مهرگان: جشن پاییزی که بیشتر مردم دبی اسمش را هم نشنیدهاند
از یک خانوادهٔ ایرانی در دبی بپرسید هفتهٔ اول اکتبر چه برنامهای دارند، شاید کمی با خجالت جواب بدهند: مهرگان. جشن مهر است — ماه هفتم سال ایرانی، خورشید، و همان واژهٔ کهن برای محبت و مهربانی و سرِ پیمان ماندن. شانزدهم مهر میافتد، یعنی بیشتر سالها حوالی دوم اکتبر. مدتها بعد از نوروز دومین جشن بزرگ بود: نوروز به آنچه دارد شروع میشود سلام میکند، مهرگان از سال بابت آنچه به بار آورده تشکر میکند.
سفرهاش ساده چیده میشود: پارچهای بنفش، آینه، گلاب، سرمه، مرزهٔ خشک، چند سکه، و هرچه فصل داده — انار، سیب، سنجد، گردو، میوهٔ خشک. لباس نو میپوشند و مشتی نقل روی سر هم میریزند. نه روزهای هست، نه سنگینی و رسمیت، نه آیین طولانی. مهرگان یک تشکرِ بلند است، سرِ سفره، با آدمهایی که واقعاً دوستشان داری.
هفتهای که بالاخره صبحها پایین میآید
مهرگان زودتر از آنی میرسد که دبی آماده باشد. اوایل اکتبر هوا هنوز سنگین است و ظهر که بیرون بروی، جشن پاییز فقط یک ایده است. اما چرخش شروع شده، و از پیش از سحر شروع میشود. یک صبحِ اکتبر — معمولاً اواخر ماه، بعضی سالها تا نوامبر — ساعت پنج که تا ماشین میروی، هوا دیگر پست نمیزند. میشود اذان صبح پنجره را باز کرد و پشیمان نشد.
همان هفته است که کاسهٔ داغ دیگر یک انتخاب لجبازانه نیست. تمام تابستان کلهپاچه را در دبی برخلاف هوا میخوریم، در خنکترین ساعتی که پیدا میشود. بعد صبحها پایین میآید و همان کاسه بهجای لجبازی، بدیهی میشود. مهرگان این چرخش را چند هفته زودتر از پوستِ آدم، در تقویم علامت میزند.
چرا کلهپاچه سرِ سفرهٔ مهرگان جا دارد
جشن خرمن یک منطق قدیمی دارد: چیزی از آنچه سال داده دور ریخته نمیشود. کلهپاچه همان منطق است در یک کاسه. کله و پاچهٔ گوسفند — همان بخشهایی که آشپزخانهٔ بیحوصله دور میاندازد — میرود توی آب و بعد از حدود چهارده ساعت جوشِ آرام، مرقی با قوام واقعی و گوشتی که از استخوان جدا میشود بیرون میآید. تنها مادهٔ گرانقیمتش صبر است.
ضمناً غذایی نیست که تنها بخوری. تکهتکه میآید تا تقسیم شود: چشم، مغز، زبان، گوشت، پاچه، سیرابی، بناگوش، سوپ مغز، سوپ ساده، و مخصوص — مجون — برای کسی که از هر چیزی کمی میخواهد. دورش نان سنگک، ترشی، لیمو، پیاز خام و فلفل سبز. همه دست دراز میکنند، نان میکَنند، لیمو میچکانند و سرِ اینکه بناگوش سهم کیست آرام بحث میکنند. شکلِ مهرگانیِ یک وعده همین است: مشترک، بیعجله، سپاسگزار.
نگهداشتن جشنی که هیچکس دور و برت نمیگیرد
هیچچیز در دبی یادت نمیاندازد مهرگان نزدیک است — نه تعطیلی، نه ویترین مغازه، نه همکاری که از برنامهات بپرسد. خانوادههایی که اینجا نگهش میدارند یک کار ساده میکنند: برایش ساعت میگذارند. «یک روزی» بخار میشود، اما ساعت مشخصِ صبح جمعه میماند، چون همه از قبل قبولش کردهاند. کار دوم این است که کسی را دعوت کنی که اصلاً اسمش را نشنیده: یک جمله کافی است — جشن پاییزی کهن ایرانی، تشکر بابت خرمن سال — بقیهاش را سفره میگوید. آینه و انار را هم بگذار؛ بچهها این چیزها را خیلی بعد از تاریخ هم به یاد میآورند.
برنامهریزی دورهمی با یک بشقاب پیشسفارششده
پیشسفارش برای ساعتی در آینده ممکن است، پس اول ساعت را قطعی کن و برای همان ساعت سفارش بده. اندازه را در منو از روی تعداد نفرات سرِ سفره انتخاب کن:
| بشقاب | نفر | مناسبِ |
|---|---|---|
| بشقاب تکنفره | ۱ | تنها و بیسروصدا |
| بشقاب دونفره | ۲ | دو نفر، یک صبح |
| بشقاب کامل | ۳ | سفرهٔ کوچک خانوادگی |
| بشقاب خان | ۶ | دورهمی کاملِ مهرگان |
برای سفرهای مختلط یک گزینهٔ ساده هم داشته باش: کسی که بار اول امتحان میکند معمولاً با سوپ ساده، گوشت یا زبان راحت است، و کسی که با این غذا بزرگ شده مستقیم سراغ مغز، بناگوش یا مخصوص میرود. سنگک و ترشی اضافه سفارش بده — نان و ترشی سفرهٔ چرب را میچرخانند. غذای سنگینی است؛ یک بزم است نه عادت هر روز. این توصیهای کلی دربارهٔ خوردن است نه توصیهٔ پزشکی، و هرکس بیماریای دارد باید حرف پزشک خودش را گوش کند.
پرداخت در سایت فقط با کارت و از پیش است؛ پرداخت نقدی هنگام تحویل وجود ندارد. ارسال همهٔ دبی را پوشش میدهد و بالای ۳۰۰ درهم رایگان است. ما ۲۴ ساعته و هفت روز هفته باز هستیم، پس صبحانهٔ مهرگان سرِ سحر همانقدر شدنی است که یک شام دیرهنگام. میتوانید در جمیرا هم کنار ما بنشینید، یا قبل از آن روز با 04 321 8882 تماس بگیرید.