محرم چیست و چرا غذا در این روزها این‌قدر پررنگ است؟

محرم نخستین ماه تقویم قمری است و ده روز اولش که به عاشورا ختم می‌شود، برای مسلمانان شیعه روزهای عزاداری است؛ بخش بزرگی از جامعهٔ ایرانی دبی هم همین روزها را نگه می‌دارد: هیئت و روضه، لباس مشکی، و سکوتی که ریتم روزهای معمولی را عوض می‌کند. اینکه هر خانواده چگونه عزاداری کند کار خودش است؛ این نوشته حکمی نمی‌دهد، فقط آنچه را تازه‌وارد می‌بیند توصیف می‌کند و اینکه غذا کجای این روزها می‌نشیند.

آشپزخانه‌ها نمی‌خوابند. دیگ‌ها در حیاط و کوچه بار می‌گذارند، پخت تا صبح ادامه دارد و غذا در سینی و ظرف به دست هر رهگذری می‌رسد. عزا و اطعام اینجا در یک دست‌اند.

نذری دقیقاً یعنی چه؟

نذری غذایی است که پخته و رایگان پخش می‌شود، برای ادای نذری که کسی در دل کرده است: در لحظهٔ نگرانی، بیماری در خانواده، یا صرفاً شکرگزاری. نذر امری خصوصی است و لازم نیست کسی از سببش خبر داشته باشد؛ آنچه همسایه می‌بیند فقط نتیجه است: یک دیگ، صف ظرف‌ها، و دستی که ملاقه می‌زند.

سه چیز نذری را از مهمان‌نوازی معمول جدا می‌کند: فروخته نمی‌شود؛ از گیرنده نمی‌پرسند محتاج هست یا نه، و سینی به همسایه، راننده، کارگری که شیفتش تمام شده و غریبهٔ رهگذر یکسان می‌رسد؛ و گرفتن یک پرس، لطفی است در حق نذرکننده، نه صدقه‌ای که می‌گیری. شرح بلندتر این رسم را در نوشتهٔ ما دربارهٔ نذری و سنت اطعام بخوانید.

کدام غذاها بیشتر با نذری شناخته می‌شوند؟

چند غذا مدام تکرار می‌شوند، چون هم برای صدها پرس جواب می‌دهند و هم گرمای خود را در سینی نگه می‌دارند.

غذاچیستوقت معمولش
قیمهخورش لپه و گوشت گوسفند با لیمو عمانی و سیب‌زمینی سرخ‌کردههیئت‌های شب
آش رشتهآش غلیظ سبزی و حبوبات و رشته با کشکبعدازظهر و شب
حلیمگندم و گوشت که ساعت‌ها کوبیده می‌شود تا یکدست شودسحر

شله‌زرد، دسر برنج و زعفران، هم اغلب کنارشان پخش می‌شود. الگو یکی است: پخت آرام، یک دیگ، دست‌ودل‌باز، و آسان برای دادن دمِ در.

کله‌پاچه چه نسبتی با این روزها دارد؟

کله‌پاچه به آن معنا که قیمه هست غذای نذری نیست؛ به سنت دیگری تعلق دارد. اما ساعتش و منطقش با همین روزها یکی است و به همان صبح‌ها تعلق دارد.

کله‌پاچه غذای سحر است. کله و پاچهٔ گوسفند را پاک می‌کنند و تمام شب آرام می‌جوشانند تا آبگوشتش وقتی شهر هنوز تاریک است آماده باشد؛ همان ساعتی که یکی از شبی طولانی برمی‌گردد، یکی پیش از روزهٔ فردا چیزی می‌خورد، و یکی فقط بیدار است وقتی کسی بیدار نیست. جمعی بودنش هم در ساختِ خودش است: یک کله به پرس‌های تکی تقسیم نمی‌شود، برای همین سفره برای جمع پهن می‌شود و پلاترهای ۳ نفره و ۶ نفره وجود دارند. و تمام دام را به کار می‌گیرد، از بناگوش و زبان تا پاچه و مغز؛ همان منطق «چیزی دور ریخته نشود» که کنار روحیهٔ این روزها می‌نشیند.

در دبی سحر کجا می‌شود غذا خورد؟

شان د شیپ در ۶۴ خیابان جمیرا، جمیرا ۱، ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته باز است و یکی از جاهایی است که خانواده‌های ایرانی دبی وقتی وعدهٔ غذا ساعت ۳ یا ۴ بامداد می‌افتد سراغش می‌روند. گوشت حلال است. می‌توانید در محل بنشینید، سفارش را خودتان بردارید، یا به هر کدام از ۱۴۱ منطقهٔ دبی تحویل بگیرید؛ هزینهٔ ارسال منطقهٔ شما هنگام تکمیل سفارش نشان داده می‌شود. برای میز بزرگ با ۰۴ ۳۲۱ ۸۸۸۲ تماس بگیرید.

یک نکته را روشن بگوییم: رستوران نذری برگزار نمی‌کند، حامی نذری نیست و نذری پخش نمی‌کند. نذری کار خانه‌ها و مسجدها و حسینیه‌هاست و داده می‌شود، خریده نمی‌شود. کاری که یک آشپزخانهٔ همیشه‌باز می‌کند این است که در ساعتی که تقریباً هیچ‌جا باز نیست، جایی برای نشستن باشد؛ و همین برای بسیاری از ایرانی‌های دور از وطن خودش یک‌جور دلگرمی است.

مهمان سر سفره چطور رفتار کند؟

اگر دمِ در ظرفی به دستتان دادند، قاعده ساده است: با روی باز بپذیرید، هرچه دادند بخورید، و نپرسید نذر برای چه بوده. دستور زبان کلی سفرهٔ ایرانی، از سفره تا تعارف، در راهنمای سفره و تعارف آمده است. در محرم همان قواعد برقرار است، فقط آرام‌تر.